وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مِنَ اَلْأَنْبٰاءِ مٰا فِيهِ مُزْدَجَرٌ (آیه 4/سوره القمر) 
أي ازدجار أو موضع ازدجار عن الكفر و تكذيب الرسل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص315) 
اِزْدَجَرَ: افتعل، من الزَّجْر و هو الانتهار. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص316) 
[الازْدجار]: زَجَرَه فازدجر: أي نهاه فانتهى. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أي ازدجار. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج5 , ص2765) 
منع و طرد از انجام گناهان در آن اخبار هست. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الزَّجْر : راندن با بانگ و صدا. گفته مىشود: زَجَرْتُه فَانْزَجَرَ : راندمش پس رانده شد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص137) 
أي: طرد و منع عن ارتكاب المآثم. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلزَّجْرُ : طرد بصوت، يقال: زَجَرْتُهُ فَانْزَجَرَ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص378) 
ازدجار بمعنى زجر است يعنى از اخبار گذشتگان بآنها آمد چيزيكه در آن موعظه و منع از ارتكاب گناهان است مزدجر در آيه مصدر ميمى است. چنانكه الميزان گفته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص158) 