تَحَاقَدَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفاعل
bookmark

معنای تَحَاقَدَ

تَحاقَدَ

كينۀ(يكديگر را)به دل گرفتن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص133)
sourceLink

تَحاقَدُوا

حَقَد بعضُهم على بعض.
(
المعجم الوسيط
, ص187)
sourceLink

تَحَاقَدَ القومُ

برخى از آن قوم بر برخى ديگر كينه ورزيدند.
(
فرهنگ ابجدی
, ص211)
sourceLink

حقد بعضهم على بعضٍ يقال «تحاقدوا و هم متحاقدون».
(
أقرب الموارد
, ص689)
sourceLink

حَقَدَ بعضُهُم على بعض
(
معجم الأفعال المتداولة
, ص153)
sourceLink

حقد بعضهم على بعض
(
المنجد فی اللغة
, ص145)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.