تَبَلْطَحَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَبَلْطَحَ

تَبَلْطَحَ الشيءُ

آن چيز پهن شد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص207)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَبَلْطَحَ

هى منحوتةٌ‌ من «بُطِح» و «أُبْلِط‍»‌ ،إذا لَصِق بِبَلاط‍‌ الأرض.(معجم مقاییس اللغة , ج1 , ص330)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.