تَسَعَّفَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَسَعَّفَ

تَسَعَّفَتْ أَظْفاره

ناخنهاى او شكاف برداشت.
(
فرهنگ ابجدی
, ص228)
sourceLink

تشقَّقت و تشعَّثت.
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص669)
sourceLink

سَعِفَتْ.
(
المعجم الوسيط
, ص431)
sourceLink

تَشَقَّقت و تشعَّثت
(
المنجد فی اللغة
, ص334)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَسَعَّفَ

السين و العين و الفاء أصلان متباينان،يدلُّ‌ أحدُهما على يُبْس شىءٍ و تشعُّثه،و الآخر على موَاتاة الشىء.(معجم مقاییس اللغة , ج3 , ص73)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.