تَمَجَّنَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَمَجَّنَ

تَمَجَّنَ

تظاهر به شوخى و مزاح كرد ¦¦
رفتار افراد شوخ را كرد
(
فرهنگ ابجدی
, ص258)
sourceLink

تكلَّف المجانة يقال تَمَجَّن في كلامه (راجع تفسير المهكوك) ¦¦
عمِل عمَلَ الماجِن.
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص164)
sourceLink

تكلَّف المَجَانة ¦¦
عمل عَمَل الماجن.يقال«تمجَّن في كلامِهِ»اي مزح و قلَّ حياءً
(
المنجد فی اللغة
, ص748)
sourceLink

شوخى هرزه كردن؛مزاح گستاخانه كردن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص637)
sourceLink

تَمَجَّنَفي كلامِهِ

در سخن خود شوخى ركيك و بى حيائى كرد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص258)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.