تَماوَجَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفاعل
bookmark

معنای تَماوَجَ

تَماوَجَ

ماجَ‌: «تماوجت مياه البحر»،«تماوَجت حُقول القمح»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1366)
sourceLink

موج‌دار بودن،موج زدن(مثلاً:گندم‌زار)؛ موج‌وار گرديدن(حَوْلَ‌:گردِ...)؛طغيان كردن، مد كردن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص664)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَماوَجَ

الميم و الواو و الجيم أصلٌ‌ واحد يدلُّ‌ على اضطرابٍ‌ في الشيء.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص284)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.