إسْتَحْوَذَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب استفعال
bookmark

معنای إسْتَحْوَذَ

إسْتَحْوَذَ على

فائق آمدن،چيره شدن،غالب آمدن(بر كسى؛به‌ويژه،احساسات)، دست انداختن(روى چيزى)؛چنگ افكندن، دست يافتن(بر چيزى)؛گرفتن،تصرف كردن، غصب كردن،تصاحب كردن،تملك كردن(چيزى را)؛از پاى افكندن(كسى را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص145)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.