جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنٰاتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتٰابِ اَلْمُنِيرِ (آیه 25/سوره فاطر) 
طبرسى فرموده زبر گفتن نسبت بمواعظ و كتاب گفتن نسبت بتأليف حروف آن است، اين بنظر نگارنده بعيد است حال آنكه خودش زبور را كتاب حكمت معنى كرده لازم بود ميان. زبر و كتاب فرق گذارد. بيضاوى گفته زبور مخصوص است بكتاب حكمتها و كتاب در عرف قرآن آن است كه حاوى احكام و شرايع باشد. در صافى نيز زبر را كتاب مواعظ و حكم و كتاب را كتاب شريعت خوانده است الميزان نيز نزديك بآن ميگويد. بنظر ميآيد كه زبر همانطور كه نقل شد كتاب مواعظ باشد كه بسيارى از پيامبران احكام و شريعت پيغمبر سابق را تبليغ كرده و از خود فقط مواعظ و حكمتها مياوردند. ايضا بنظر ميايد در آياتيكه حكمت و كتاب آمده مراد از حكمت همان زبر است كه در آيات ديگر آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص155) 
زُبُر: (بر وزن عنق) جمع زبور است و هر كتاب حكمت را زبور گويند (مجمع) صحاح و قاموس و اقرب مطلق كتاب گفتهاند. راغب گويد بهر كتابيكه با حروف درشت باشد زبور گويند و بعضى گفتهاند زبور كتابى است كه در آن حكم عقليه باشد نه احكام بر خلاف كتاب پس زبور كتاب اخلاق يا مطلق كتاب است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص154) 
وَ كُلُّ شَيْ ءٍ فَعَلُوهُ فِي اَلزُّبُرِ وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ (آیه 52/سوره القمر) 
زُبُر: (بر وزن عنق) جمع زبور است و هر كتاب حكمت را زبور گويند (مجمع) صحاح و قاموس و اقرب مطلق كتاب گفتهاند. راغب گويد بهر كتابيكه با حروف درشت باشد زبور گويند و بعضى گفتهاند زبور كتابى است كه در آن حكم عقليه باشد نه احكام بر خلاف كتاب پس زبور كتاب اخلاق يا مطلق كتاب است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
ظاهرا مراد از زبر نامههاى اعمال است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص154) 
جٰاؤُ بِالْبَيِّنٰاتِ وَ اَلزُّبُرِ وَ اَلْكِتٰابِ اَلْمُنِيرِ (آیه 184/سوره آل عمران) 
قال بعضهم: اَلزَّبُورُ: اسم للكتاب المقصور على الحكم العقليّة دون الأحكام الشّرعيّة. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قیل: زَبْرٌ مصدر سمّي به كالكتاب، ثم جمع على زُبُرٍ ، كما جمع كتاب على كتب، و قيل: بل اَلزَّبُورُ كلّ كتاب يصعب الوقوف عليه من الكتب الإلهيّة 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص377) 
زُبُر: (بر وزن عنق) جمع زبور است و هر كتاب حكمت را زبور گويند (مجمع) صحاح و قاموس و اقرب مطلق كتاب گفتهاند. راغب گويد بهر كتابيكه با حروف درشت باشد زبور گويند و بعضى گفتهاند زبور كتابى است كه در آن حكم عقليه باشد نه احكام بر خلاف كتاب پس زبور كتاب اخلاق يا مطلق كتاب است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص154) 
گفته شده بلكه - زَبُور - هر كتابى است از ميان كتب الهى كه آگاهى برآن مشكل باشد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
عدّهاى از علماء گفتهاند: زَبُور اسمى است براى كتابى كه محتوايش به حكمتهاى عقلانى محصور باشد بدون اينكه احكام شرعى داشته باشد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
زَبُور: هم، هر كتابى است كه خطّش و نوشتهاش درشت باشد و نام - زَبُور - ويژه كتابى است كه بر داود عليه السلام نازل شده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
هر نوشتهاى مثل كتاب را به آن ناميدند و سپس به - زُبُر - جمع بسته شده مثل كُتُب كه جمع - كِتَاب - است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص135) 
كلُّ كتاب زبور، و هو فَعُول بمعنى مفعول، مثل حلوب و رَكوب، و الجميع: زُبُرٌ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج5 , ص2752) 
الزُّبُر الصحف جمع زَبُور كرسول. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص314) 
[الزُّبُرُ]: الكتب. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج5 , ص2749) 
فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرا (آیه 53/سوره المؤمنون) 
قال الفرّاء في قوله: فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً [المؤمنون: 53]، من قرأ بفتح الباء أراد قِطعا. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قال الليث: الزُّبْرة: شعْرٌ مجتمعٌ على موضع الكاهل من الأسد، و في مِرْفَقَيْهِ، و كلُّ شعر يكون كذلك مجتمعا فهو زُبْره . قال: و زُبْرَة الحديد: قطعةٌ ضخمةٌ منه. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قال الزّجّاج: و من قرأ زُبُراً أراد كُتُبا، جمع زبور و من قرأ زُبَرا، أراد قِطَعا، جمع زُبْرة، و إنما أراد تفرَّقوا في دينهم. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج13 , ص136) 
أَي قِطَعاً. الفراء: من قرأَ بفتح الباء أَراد قطعاً قال: و المعنى في زُبَرٍ و زُبُرٍ واحد; و قال الزجاج: من قرأَ زُبُراً أَراد قطعاً جمع زُبْرَةٍ و إِنما أَراد تفرقوا في دينهم. قال ابن بري: من قرأَ زُبُراً فهو جمع زَبُورٍ لا زُبْرَةٍ لأَن فُعْلَةً لا تجمع على فُعُلٍ، و المعنى جعلوا دينهم كتباً مختلفة، و من قرأَ زُبَراً، و هي قراءة الأَعمش، فهي جمع زُبْرَةٍ بمعنى القطعة أَي فتقطعوا قطعاً; قال: و قد يجوز أَن يكون جمع زَبُورٍ كما تقدم، و أَصله زُبُرٌ ثم أُبدل من الضمة الثانية فتحة كما حكى أَهل اللغة أَن بعض العرب يقول في جمع جَديد جُدَدٌ، و أَصله و قياسه جُدُدٌ، كما قالوا رُكَباتٌ و أَصله رُكُباتٌ مثل غُرُفاتٍ و قد أَجازوا غُرَفات أَيضاً، و يقوي هذا أَن ابن خالويه حكى عن أَبي عمرو أَنه أَجاز أَن يقرأَ زُبُراً و زُبْراً و زُبَراً، فَزُبْراً بالإِِسكان هو مخفف من زُبُر كعُنْقٍ مخفف من عُنُقٍ، و زُبَرٌ، بفتح الباء، مخفف أَيضاً من زُبُرٍ بردّ الضمة فتحة كتخفيف جُدَد من جُدُدٍ. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أَصل الزُّبْرَةِ: الشعر الذي بين كتفي الأَسد. الليث: الزُّبْرَةُ شعر مجتمع على موضع الكاهل من الأَسد و في مِرْفَقَيْهِ; و كل شعر يكون كذلك مجتمعاً، فهو زُبْرَةٌ. و زُبْرَةُ الحديد: القطعة الضخمة منه، و الجمع زُبَرٌ و زُبُرٌ، بالرفع أَيضاً. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص316) 
أي: صاروا فيه أحزابا. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قد يقال: اَلزُّبْرَةُ من الشّعر، جمعه زُبُرٌ، و استعير للمجزّإ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص377) 
زبر در آيه احتمال دارد جمع زبور باشد يعنى كارشان را تكّه تكّه كرده بصورت كتابها در آوردند و شايد جمع زبره باشد كه از اقرب نقل شد در آنصورت بقول راغب مراد از آن بطور استعاره احزاب است يعنى امرشان را جدا كرده و حزبها شدند. در مجمع گويد: در دينشان متفرق شدند و آنرا كتابها قرار دادند و بنا بر قرائت ابن عامر كه زبرا بر وزن (صرد) خوانده است معنى آن جماعات است يعنى «تفرّقوا احزابا» نصب زبرا براى حال است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص155) 
زُبُر: (بر وزن عنق) جمع زبور است و هر كتاب حكمت را زبور گويند (مجمع) صحاح و قاموس و اقرب مطلق كتاب گفتهاند. راغب گويد بهر كتابيكه با حروف درشت باشد زبور گويند و بعضى گفتهاند زبور كتابى است كه در آن حكم عقليه باشد نه احكام بر خلاف كتاب پس زبور كتاب اخلاق يا مطلق كتاب است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص154) 
يعنى از يكديگر بريدند و گروهها و احزاب مختلفى شدند. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
گفتهاند - الزُّبْرَة مِنَ الشَّعَر - كه جمعش - زُبُر - است يعنى دستۀ موى(يال شير نر و هر حيوان نرينهاى) كه بطور استعاره به هر چيز جدا شده هم گفته مىشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص135) 
أي قطعا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص314) 
وَ كُلُّ شَيْ ءٍ فَعَلُوهُ فِي اَلزُّبُرِ (آیه 52/سوره القمر) 
[الزُّبُرُ]: الكتب. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج5 , ص2749) 
كلُّ كتاب زبور، و هو فَعُول بمعنى مفعول، مثل حلوب و رَكوب، و الجميع: زُبُرٌ. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أي الكتب. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج5 , ص2752) 
في دواوين الحفظة. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الزُّبُر الصحف جمع زَبُور كرسول. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص314) 
وَ إِنَّهُ لَفِي زُبُرِ اَلْأَوَّلِينَ (آیه 196/سوره الشعراء) 
زُبُر: (بر وزن عنق) جمع زبور است و هر كتاب حكمت را زبور گويند (مجمع) صحاح و قاموس و اقرب مطلق كتاب گفتهاند. راغب گويد بهر كتابيكه با حروف درشت باشد زبور گويند و بعضى گفتهاند زبور كتابى است كه در آن حكم عقليه باشد نه احكام بر خلاف كتاب پس زبور كتاب اخلاق يا مطلق كتاب است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص154) 
زَبُور: هم، هر كتابى است كه خطّش و نوشتهاش درشت باشد و نام - زَبُور - ويژه كتابى است كه بر داود عليه السلام نازل شده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
هر نوشتهاى مثل كتاب را به آن ناميدند و سپس به - زُبُر - جمع بسته شده مثل كُتُب كه جمع - كِتَاب - است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
گفته شده بلكه - زَبُور - هر كتابى است از ميان كتب الهى كه آگاهى برآن مشكل باشد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
عدّهاى از علماء گفتهاند: زَبُور اسمى است براى كتابى كه محتوايش به حكمتهاى عقلانى محصور باشد بدون اينكه احكام شرعى داشته باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص135) 
قیل: زَبْرٌ مصدر سمّي به كالكتاب، ثم جمع على زُبُرٍ ، كما جمع كتاب على كتب، و قيل: بل اَلزَّبُورُ كلّ كتاب يصعب الوقوف عليه من الكتب الإلهيّة 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص377) 
أَمْ لَكُمْ بَرٰاءَةٌ فِي اَلزُّبُرِ (آیه 43/سوره القمر) 
زَبُور: هم، هر كتابى است كه خطّش و نوشتهاش درشت باشد و نام - زَبُور - ويژه كتابى است كه بر داود عليه السلام نازل شده است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
هر نوشتهاى مثل كتاب را به آن ناميدند و سپس به - زُبُر - جمع بسته شده مثل كُتُب كه جمع - كِتَاب - است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
گفته شده بلكه - زَبُور - هر كتابى است از ميان كتب الهى كه آگاهى برآن مشكل باشد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
عدّهاى از علماء گفتهاند: زَبُور اسمى است براى كتابى كه محتوايش به حكمتهاى عقلانى محصور باشد بدون اينكه احكام شرعى داشته باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص135) 
قال بعضهم: اَلزَّبُورُ: اسم للكتاب المقصور على الحكم العقليّة دون الأحكام الشّرعيّة. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قیل: زَبْرٌ مصدر سمّي به كالكتاب، ثم جمع على زُبُرٍ ، كما جمع كتاب على كتب، و قيل: بل اَلزَّبُورُ كلّ كتاب يصعب الوقوف عليه من الكتب الإلهيّة 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص377) 