وَ قٰالَتِ اَلْيَهُودُ يَدُ اَللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ يَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشٰاءُ (آیه 64/سوره المائدة) 
الغَلَل: اصلش زره يا پارچه بر چيزى پوشيدن، و در ميان گرفتن آن شىء است و از اين معنى است - الغَلَل: آب جارى در ميان درختان، پس - غُلّ - يا زنجير مخصوص، چيزى است كه با آن بسته مىشود و اعضاء بدن در ميانشان قرار مىگيرد، جمعش - أَغْلاَل - است. غُلَّ فلان: با زنجير بسته شد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
به آدم بخيل - مَغْلُول اليد گويند يعنى دستبسته و كفبسته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص705) 
خداى را به بخل مذمّت كردهاند و نيز گفته شده همينكه شنيدند كه خداى هر چيزى را در امرش گذرانده و حكم نموده است، گفتند بنابراين ديگر دست خدا بسته است يعنى در حكم و امر بسته شده است چون ديگر از كار فارغ است، از اين روى خداى تعالى آيۀ فوق را بيان داشته كه(دستان آنها بسته شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص706) 
از جملۀ «يُنْفِقُ كَيْفَ يَشٰاءُ» بدست ميايد كه يهود اين سخن را دربارۀ انفاق گفتهاند لذا بنظر ميايد چون شنيدند كه خدا فرمايد وَ أَقْرِضُوا اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً مزمّل: 20. گفتند: حالا كه از بندگان قرض ميخواهد پس دستش بسته است چيزى نميتواند مثل لَقَدْ سَمِعَ اَللّٰهُ قَوْلَ اَلَّذِينَ قٰالُوا إِنَّ اَللّٰهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِيٰاءُ. . . آل عمران: 181. الميزان و المنار اين احتمال را مىپسندند. ولى اين در صورتى است كه يهود اين قول را پس از شنيدن «وَ أَقْرِضُوا اَللّٰهَ» و نحو آن گفته باشند، اما ظهور آيه در آنست كه يهود اين قول را از اول داشتهاند مثل قٰالَتِ اَلْيَهُودُ عُزَيْرٌ اِبْنُ اَللّٰهِ. . . توبه: 30. وَ قٰالَتِ اَلْيَهُودُ وَ اَلنَّصٰارىٰ نَحْنُ أَبْنٰاءُ اَللّٰهِ مائده: 18. پس در اينصورت مراد يهود مسئلهاى جبر مانند است و آن اينكه: خداوند از اول تقدير هر كار را كرده ديگر كارى براى خدا باقى نمانده پس خدا مغلول اليد است در تفسير عيّاشى از حمّاد از امام صادق عليه السّلام منقول است كه: يهود از «يَدُ اَللّٰهِ مَغْلُولَةٌ» مرادشان آن است كه خدا از كائنات فارغ شده «يَعْنُونَ أَنَّهُ قَدْ فَرَغَ مِمَّا هُوَ كَائِنٌ لُعِنُوا بِمَا قَالُوا قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ» «بَلْ يَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ» . همچنين است روايت شعيب بن يعقوب از آنحضرت. در اينصورت منظور از يُنْفِقُ كَيْفَ يَشٰاءُ مبسوط اليد بودن خدا در مطلق كارها است مثل كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ رحمن: 29. احتمال ديگر آنست كه مراد يهود از «يَدُ اَللّٰهِ مَغْلُولَةٌ» بخل باشد كه ميديدند عدهاى فقير ميشوند بعضى سالها قحطى پيش ميايد گفتند: خدا بخيل است و نميخواهد روزى بدهد چنانكه مراد از وَ لاٰ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلىٰ عُنُقِكَ اسراء: 29. نيز بخل است اين احتمال با يُنْفِقُ كَيْفَ يَشٰاءُ بهتر ميسازد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص117) 
غُلّ: (بضم غين) طوقى كه بر گردن زنند. در مجمع آمده: «اَلْغُلُّ: طَوْقٌ يَدْخُلُ فِي اَلْعُنُقِ لِلذُّلِّ وَ اَلْأَلَمِ» يعنى: طوقى كه براى ذلّت و شكنجه بگردن نهند. در قاموس و اقرب آمده طوقى است كه بگردن يا بدست نهند راغب گويد: غلّ مختصّ است بآنچه با آن مىبندند و اعضاء در وسط آن قرار ميگيرد ولى اين با قرآن چندان سازگار نيست كه قرآن اغلال را اغلب دربارۀ گردنها بكار برده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص116) 
قيل: ممنوعة عن الإِِنفاق، و قيل: أَرادوا نعمتُه مقبوضة عنَّا، و قيل: معناه يَدُه مقبوضة عن عذابنا، و قيل: يدُ الله ممسكة عن الاتساع علينا. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الغُلّ: جامِعة توضع في العُنق أَو اليد، و الجمع أَغْلال لا يكسَّر على غير ذلك; و يقال: في رقبته غُلّ من حديد، و قد غُلَّ بالغُلّ الجامِعة يُغَلُّ بها، فهو مَغْلُول. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
غُلّ: هو الحديدة التي تجمع يد الأَسير إِلى عُنقه، و يقال لها جامِعَة أَيضاً. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص504) 
[غَلَّ] يده إلى عنقه: إذا شده بالغُلِّ فهو مغلول. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج8 , ص4884) 
أي قالوا: إنه لا يبسط رزقه و نعمته لعباده فأجابهم بقوله: بَلْ يَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ: أي نعمتاه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج8 , ص4885) 
؛ قيل: أراد: نعمتُه مَقبوضة عنَّا. و قيل: معناهُ: يدُه مغلولة عن عذابنا. و قيل: يد اللّٰه ممسكة عن الاتساع علينا. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الغُل: جامعة تُوضع فى العنق أو اليد. و قد غَلّه يَغُله. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج5 , ص370) 
وَ لاٰ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَة إِلىٰ عُنُقِكَ وَ لاٰ تَبْسُطْهٰا كُلَّ اَلْبَسْطِ (آیه 29/سوره الإسراء) 
الغَلَل: اصلش زره يا پارچه بر چيزى پوشيدن، و در ميان گرفتن آن شىء است و از اين معنى است - الغَلَل: آب جارى در ميان درختان، پس - غُلّ - يا زنجير مخصوص، چيزى است كه با آن بسته مىشود و اعضاء بدن در ميانشان قرار مىگيرد، جمعش - أَغْلاَل - است. غُلَّ فلان: با زنجير بسته شد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
به آدم بخيل - مَغْلُول اليد گويند يعنى دستبسته و كفبسته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص705) 
تأْويله لا تُمْسِكها عن الإِِنفاق، و قد غَلَّه يَغُلُّه. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الغُلّ: جامِعة توضع في العُنق أَو اليد، و الجمع أَغْلال لا يكسَّر على غير ذلك; و يقال: في رقبته غُلّ من حديد، و قد غُلَّ بالغُلّ الجامِعة يُغَلُّ بها، فهو مَغْلُول. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
غُلّ: هو الحديدة التي تجمع يد الأَسير إِلى عُنقه، و يقال لها جامِعَة أَيضاً. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص504) 
[غَلَّ] يده إلى عنقه: إذا شده بالغُلِّ فهو مغلول. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج8 , ص4884) 
هذا نهي للنبي عليه السلام عن التقتير و التبذير و أمرٌ بالاقتصاد، و قيل: الخطاب له و هو عام لغيره. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج8 , ص4885) 
تأويله: لا تُمسكها عن الإنفاق. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الغُل: جامعة تُوضع فى العنق أو اليد. و قد غَلّه يَغُله. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج5 , ص370) 
وَ قٰالَتِ اَلْيَهُودُ يَدُ اَللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ (آیه 64/سوره المائدة) 
اَلْغَلَلُ أصله: تدرّع الشيء و توسّطه، و منه: اَلْغَلَلُ للماء الجاري بين الشّجر فَالْغُلُّ مختصّ بما يقيّد به فيجعل الأعضاء وسطه، و جمعه أَغْلاَلٌ، و غُلَّ فلان: قيّد به. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أي: ذمّوه بالبخل. و قيل: إنّهم لمّا سمعوا أنّ اللّه قد قضى كلّ شيء قالوا: إذا يَدُ اَللّٰهِ مَغْلُولَةٌ، أي: في حكم المقيّد لكونها فارغة، فقال اللّه تعالى ذلك. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قيل للبخيل: هو مَغْلُولُ اليد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص610) 
وَ لاٰ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَة إِلىٰ عُنُقِكَ (آیه 29/سوره الإسراء) 
اَلْغَلَلُ أصله: تدرّع الشيء و توسّطه، و منه: اَلْغَلَلُ للماء الجاري بين الشّجر فَالْغُلُّ مختصّ بما يقيّد به فيجعل الأعضاء وسطه، و جمعه أَغْلاَلٌ، و غُلَّ فلان: قيّد به. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قيل للبخيل: هو مَغْلُولُ اليد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص610) 