هَرِصَ یهرَص

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَل
bookmark

معنای هَرِصَ یهرَص

هَرِصَ الرجلُ هَرَصا

حصف جلدهُ.
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص613)
sourceLink

قد هَرِصَ

الهَرَصُ : الحَصَفُ في البَدَنِ ، و قد هَرِصَ ، كفَرِحَ ، إِذا حَصِبَ جِلْدُه
(
تاج العروس
, ج9 , ص384)
sourceLink

هَرِصَ

به گونه‌اى بيمارى جرب دچار شد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص955)
sourceLink

أَصابه الهَرَص
(
المنجد فی اللغة
, ص862)
sourceLink

هَرَصاً:جَرِبَ‌ جَرَباً يابساً.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص982)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.