قَرَقَ یقرِق

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعَل یفعِل
bookmark

معنای قَرَقَ یقرِق

قَرَقَتِ الدجاجةُ

آن مُرغ در حاليكه جوجه‌ها و يا تخمهاى خود را زير بالهايش گرفته بود صدا در آورد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص691)
sourceLink

صوَّتت و قد جمعت و ضمَّت فراخها او بيضها بجناحيها
(
المنجد فی اللغة
, ص622)
sourceLink

صوَّتت و قد حضنت.
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص321)
sourceLink

قَرَقَ بهِ قَرْقا

خدعهُ
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص321)
sourceLink

قَرَقَ بفلان

خَدَعه
(
المنجد فی اللغة
, ص622)
sourceLink

قَرَقَ

إذا هذى
(
‏لسان اللسان
, ج2 , ص376)
sourceLink

أُ-قَرْقًا:قاق: «قَرَقَت دَجاجة» ¦¦
-قَرْقًا: هَذَى و تَكلَّم كلاماً باطلاً
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1145)
sourceLink

قَرْقًا:هَذَى.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص729)
sourceLink

هَذَى، عن أَبِي عَمْرٍو
(
تاج العروس
, ج13 , ص419)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.