الأحشم

مشتق ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَل
bookmark

معنای الأحشم

احشم

آنكه بوى درنيابد بواسطه علّتى كه در بينى او باشد
(
‏فرهنگ کنز اللغات
, ص217)
sourceLink

مداخل هم ریشه الأحشم

الحاء و الشين و الميم أصلٌ‌ مشترك،و هو الغَضَب أو قريبٌ‌ منه.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص63)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.