إِنَّ اَلَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا وَ اِسْتَكْبَرُوا عَنْهٰا لاٰ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوٰابُ اَلسَّمٰاءِ (آیه 40/سوره الأعراف) 
اَلاِسْتِكْبَارُ يقال على وجهين: أحدهما: أن يتحرّى الإنسان و يطلب أن يصير كبيرا، و ذلك متى كان على ما يجب، و في المكان الذي يجب، و في الوقت الذي يجب فمحمود. و الثاني: أن يتشبّع فيظهر من نفسه ما ليس له، و هذا هو المذموم، و على هذا ما ورد في القرآن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص697) 
اِسْتِكْبَار دو وجه دارد؛ اول: اينست كه انسان قصد كند و بخواهد كه بزرگ شود و اگر اين حالت در مورد چيزى كه لازم و واجب مىشود يا در مكان و زمانى كه بزرگى و استكبار در آن واجب است باشد آن استكبار، محمود و پسنديده است. دوم: استكبار در افزون طلبى، و برترىجوئى به طورى كه از نفس و وجود او چيزى كه شايسته او نيست و از آن او نيست آشكار شود كه اين استكبار، مذموم و ناپسند است و بر همين اساس است آياتى كه در قرآن وارد شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص292) 
إِنَّ اَلَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دٰاخِرِينَ (آیه 60/سوره غافر) 
في الحديث: لا يدخل الجنة من في قلبه مثقال حبة خردل من كِبْر . ; قال ابن الأَثير: يعني كِبْرَ الكفر و الشرك كقوله تعالى: إِنَّ اَلَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دٰاخِرِينَ ; أَ لا تَرى أَنه قابله في نقيضه بالإِِيمان فقال: و لا يَدْخُلُ النارَ من في قلبه مثل ذلك من الإِِيمان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص129) 
الاستكبار: الامتناع عن قبول الحق مُعاندة و تَكَبُّراً. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص126) 
قٰالَ اَلْمَلَأُ اَلَّذِينَ اِسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا (آیه 75/سوره الأعراف) 
قابل المستكبرين بالمستضعفين. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص697) 
اِسْتِكْبَار دو وجه دارد؛ اول: اينست كه انسان قصد كند و بخواهد كه بزرگ شود و اگر اين حالت در مورد چيزى كه لازم و واجب مىشود يا در مكان و زمانى كه بزرگى و استكبار در آن واجب است باشد آن استكبار، محمود و پسنديده است. دوم: استكبار در افزون طلبى، و برترىجوئى به طورى كه از نفس و وجود او چيزى كه شايسته او نيست و از آن او نيست آشكار شود كه اين استكبار، مذموم و ناپسند است و بر همين اساس است آياتى كه در قرآن وارد شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص292) 
در اين جا مستكبرين در برابر مستضعفين قرار دارند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص294) 
أَ فَكُلَّمٰا جٰاءَكُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْوىٰ أَنْفُسُكُمُ اِسْتَكْبَرْتُمْ (آیه 87/سوره البقرة) 
اَلاِسْتِكْبَارُ يقال على وجهين: أحدهما: أن يتحرّى الإنسان و يطلب أن يصير كبيرا، و ذلك متى كان على ما يجب، و في المكان الذي يجب، و في الوقت الذي يجب فمحمود. و الثاني: أن يتشبّع فيظهر من نفسه ما ليس له، و هذا هو المذموم، و على هذا ما ورد في القرآن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص697) 
اِسْتِكْبَار دو وجه دارد؛ اول: اينست كه انسان قصد كند و بخواهد كه بزرگ شود و اگر اين حالت در مورد چيزى كه لازم و واجب مىشود يا در مكان و زمانى كه بزرگى و استكبار در آن واجب است باشد آن استكبار، محمود و پسنديده است. دوم: استكبار در افزون طلبى، و برترىجوئى به طورى كه از نفس و وجود او چيزى كه شايسته او نيست و از آن او نيست آشكار شود كه اين استكبار، مذموم و ناپسند است و بر همين اساس است آياتى كه در قرآن وارد شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص292) 
إِنَّهُمْ كٰانُوا إِذٰا قِيلَ لَهُمْ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ يَسْتَكْبِرُونَ (آیه 35/سوره الصافات) 
اسْتِكْبارُ الكفار: أَن لا يقولوا لا إِله إِلاَّ اللهُ; و منه قوله: إِنَّهُمْ كٰانُوا إِذٰا قِيلَ لَهُمْ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ يَسْتَكْبِرُونَ ; و هذا هو الكِبْرُ الذي قال النبي، صلى الله عليه و سلم: إِن من كان في قلبه مِثْقالُ ذَرَّة من كِبْرٍ لم يدخل الجنة. قال: يعني به الشرك، و الله أَعلم. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
الاستكبار: الامتناع عن قبول الحق مُعاندة و تَكَبُّراً. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص126) 
قٰالُوا مٰا أَغْنىٰ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَ مٰا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ (آیه 48/سوره الأعراف) 
اَلاِسْتِكْبَارُ يقال على وجهين: أحدهما: أن يتحرّى الإنسان و يطلب أن يصير كبيرا، و ذلك متى كان على ما يجب، و في المكان الذي يجب، و في الوقت الذي يجب فمحمود. و الثاني: أن يتشبّع فيظهر من نفسه ما ليس له، و هذا هو المذموم، و على هذا ما ورد في القرآن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص697) 
اِسْتِكْبَار دو وجه دارد؛ اول: اينست كه انسان قصد كند و بخواهد كه بزرگ شود و اگر اين حالت در مورد چيزى كه لازم و واجب مىشود يا در مكان و زمانى كه بزرگى و استكبار در آن واجب است باشد آن استكبار، محمود و پسنديده است. دوم: استكبار در افزون طلبى، و برترىجوئى به طورى كه از نفس و وجود او چيزى كه شايسته او نيست و از آن او نيست آشكار شود كه اين استكبار، مذموم و ناپسند است و بر همين اساس است آياتى كه در قرآن وارد شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص292) 
أَبىٰ وَ اِسْتَكْبَرَ وَ كٰانَ مِنَ اَلْكٰافِرِينَ (آیه 34/سوره البقرة) 
اَلاِسْتِكْبَارُ يقال على وجهين: أحدهما: أن يتحرّى الإنسان و يطلب أن يصير كبيرا، و ذلك متى كان على ما يجب، و في المكان الذي يجب، و في الوقت الذي يجب فمحمود. و الثاني: أن يتشبّع فيظهر من نفسه ما ليس له، و هذا هو المذموم، و على هذا ما ورد في القرآن. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْكِبْرُ و اَلتَّكَبُّرُ و اَلاِسْتِكْبَارُ تتقارب، فالكبر الحالة التي يتخصّص بها الإنسان من إعجابه بنفسه، و ذلك أن يرى الإنسان نفسه أكبر من غيره. و أعظم التّكبّر التّكبّر على اللّه بالامتناع من قبول الحقّ و الإذعان له بالعبادة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص697) 
اِسْتِكْبَار دو وجه دارد؛ اول: اينست كه انسان قصد كند و بخواهد كه بزرگ شود و اگر اين حالت در مورد چيزى كه لازم و واجب مىشود يا در مكان و زمانى كه بزرگى و استكبار در آن واجب است باشد آن استكبار، محمود و پسنديده است. دوم: استكبار در افزون طلبى، و برترىجوئى به طورى كه از نفس و وجود او چيزى كه شايسته او نيست و از آن او نيست آشكار شود كه اين استكبار، مذموم و ناپسند است و بر همين اساس است آياتى كه در قرآن وارد شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص292) 
استكبار آنست كه اظهار بزرگى و تكبّر كند با آنكه اهلش نيست. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص74) 
تَسْتَكْبِرُونَ فِي اَلْأَرْضِ بِغَيْرِ اَلْحَقِّ (آیه 20/سوره الأحقاف) 
اَلاِسْتِكْبَارُ يقال على وجهين: أحدهما: أن يتحرّى الإنسان و يطلب أن يصير كبيرا، و ذلك متى كان على ما يجب، و في المكان الذي يجب، و في الوقت الذي يجب فمحمود. و الثاني: أن يتشبّع فيظهر من نفسه ما ليس له، و هذا هو المذموم، و على هذا ما ورد في القرآن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص697) 
اِسْتِكْبَار دو وجه دارد؛ اول: اينست كه انسان قصد كند و بخواهد كه بزرگ شود و اگر اين حالت در مورد چيزى كه لازم و واجب مىشود يا در مكان و زمانى كه بزرگى و استكبار در آن واجب است باشد آن استكبار، محمود و پسنديده است. دوم: استكبار در افزون طلبى، و برترىجوئى به طورى كه از نفس و وجود او چيزى كه شايسته او نيست و از آن او نيست آشكار شود كه اين استكبار، مذموم و ناپسند است و بر همين اساس است آياتى كه در قرآن وارد شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص292) 
فَيَقُولُ اَلضُّعَفٰاءُ لِلَّذِينَ اِسْتَكْبَرُوا (آیه 47/سوره غافر) 
قابل المستكبرين بالضّعفاء تنبيها أنّ استكبارهم كان بما لهم من القوّة من البدن و المال. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص697) 
اِسْتِكْبَار دو وجه دارد؛ اول: اينست كه انسان قصد كند و بخواهد كه بزرگ شود و اگر اين حالت در مورد چيزى كه لازم و واجب مىشود يا در مكان و زمانى كه بزرگى و استكبار در آن واجب است باشد آن استكبار، محمود و پسنديده است. دوم: استكبار در افزون طلبى، و برترىجوئى به طورى كه از نفس و وجود او چيزى كه شايسته او نيست و از آن او نيست آشكار شود كه اين استكبار، مذموم و ناپسند است و بر همين اساس است آياتى كه در قرآن وارد شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص292) 
مستكبرين را با ضعفاء مقابل قرار داده تا هشدارى باشد بر اينكه استكبار آنها از نيروى بدنى و مالى آنها بوده كه ضعيفان فاقد آنند و خود را ناتوان ساختهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص293) 
فَاسْتَكْبَرُوا وَ كٰانُوا قَوْما مُجْرِمِينَ (آیه 133/سوره الأعراف) 
نبّه بقوله: فَاسْتَكْبَرُوا على تكبّرهم و إعجابهم بأنفسهم و تعظّمهم عن الإصغاء إليه، و نبّه بقوله: وَ كٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ [الأعراف/ 133] أنّ الذي حملهم على ذلك هو ما تقدّم من جرمهم، و أنّ ذلك لم يكن شيئا حدث منهم بل كان ذلك دأبهم قبل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص697) 
به كار بردن واژه استكبار در مورد مجرمين براى اين است كه آنها در خودبزرگبينى و تكبر و - خودپسنديشان كه بدون صلاحيت و شايستگى است بزرگى مىورزند و نيز از شنيدن و گوش فرادادن به آيات خداى با تصور بزرگى درباره خويش، خود را عظيم و بزرگ مىدانستند و با عبارت: وَ كٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ (133 /اعراف) هشدار و خبر مىدهد بر اينكه آن گناهان، آنها را به استكبار و جرم و گناه بيشتر، چنانكه قبلا گفته شد واداشته است و اين امر يعنى استكبار و جرم و گناه چيزى نيست كه از آنها بطور حدوث و ناگهانى سر بزند بلكه از قبل عادت آنها چنين بوده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص294) 
اِسْتِكْبَار دو وجه دارد؛ اول: اينست كه انسان قصد كند و بخواهد كه بزرگ شود و اگر اين حالت در مورد چيزى كه لازم و واجب مىشود يا در مكان و زمانى كه بزرگى و استكبار در آن واجب است باشد آن استكبار، محمود و پسنديده است. دوم: استكبار در افزون طلبى، و برترىجوئى به طورى كه از نفس و وجود او چيزى كه شايسته او نيست و از آن او نيست آشكار شود كه اين استكبار، مذموم و ناپسند است و بر همين اساس است آياتى كه در قرآن وارد شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص292) 
وَ أَصَرُّوا وَ اِسْتَكْبَرُوا اِسْتِكْبٰارا (آیه 7/سوره نوح) 
اَلاِسْتِكْبَارُ يقال على وجهين: أحدهما: أن يتحرّى الإنسان و يطلب أن يصير كبيرا، و ذلك متى كان على ما يجب، و في المكان الذي يجب، و في الوقت الذي يجب فمحمود. و الثاني: أن يتشبّع فيظهر من نفسه ما ليس له، و هذا هو المذموم، و على هذا ما ورد في القرآن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص697) 
اِسْتِكْبَار دو وجه دارد؛ اول: اينست كه انسان قصد كند و بخواهد كه بزرگ شود و اگر اين حالت در مورد چيزى كه لازم و واجب مىشود يا در مكان و زمانى كه بزرگى و استكبار در آن واجب است باشد آن استكبار، محمود و پسنديده است. دوم: استكبار در افزون طلبى، و برترىجوئى به طورى كه از نفس و وجود او چيزى كه شايسته او نيست و از آن او نيست آشكار شود كه اين استكبار، مذموم و ناپسند است و بر همين اساس است آياتى كه در قرآن وارد شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص292) 
الاِسْتِكْبَارُ: طلب الترفع و ترك الإذعان للحق. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص465) 
فَاسْتَكْبَرُوا فِي اَلْأَرْضِ (آیه 39/سوره العنكبوت) 
اَلاِسْتِكْبَارُ يقال على وجهين: أحدهما: أن يتحرّى الإنسان و يطلب أن يصير كبيرا، و ذلك متى كان على ما يجب، و في المكان الذي يجب، و في الوقت الذي يجب فمحمود. و الثاني: أن يتشبّع فيظهر من نفسه ما ليس له، و هذا هو المذموم، و على هذا ما ورد في القرآن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص697) 
اِسْتِكْبَار دو وجه دارد؛ اول: اينست كه انسان قصد كند و بخواهد كه بزرگ شود و اگر اين حالت در مورد چيزى كه لازم و واجب مىشود يا در مكان و زمانى كه بزرگى و استكبار در آن واجب است باشد آن استكبار، محمود و پسنديده است. دوم: استكبار در افزون طلبى، و برترىجوئى به طورى كه از نفس و وجود او چيزى كه شايسته او نيست و از آن او نيست آشكار شود كه اين استكبار، مذموم و ناپسند است و بر همين اساس است آياتى كه در قرآن وارد شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص292) 