المُتَدَاوَل رايج (پول) ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
متناوب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص777) 
شايع،داير؛بهقوت خود باقى؛معمول،متداول. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص210) 
الكَلاَم المُتَدَاوَل زبان رايج،زبان عموم مردم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص210) 
الكلامُ الْمَتَداوَل سخنان روز مره ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
گفتار نقل شده از ديگران 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص777) 
مُتداوَل الَّذي يجري التَّعامُل به،رائج و سائر:«نَقْدٌ مُتداوَل» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الَّذي يكون بحسب ذوق العصر،يحظى بالقبول عند النَّاس:«زِيٌّ مُتداوَل» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مسلَّم به عمومًا:«رأيٌ مُتداوَل» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص498) 
كلامٌ مُتداوَل مُستخدَم في لغة الحياة اليوميَّة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص498) 