تَسَلَّخَ اِنْسَلَخَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص344) 
انْسَلَخَ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص442) 
تقشَّر و انكشف:«تَسَلَّخَ جلدٌ» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص686) 
پوست انداختن(مثلاً:در اثر سوختگى آفتاب). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص295) 
سَلخ الحَرُّ جلدَ الإنسان،و سَلّخه ، فانسلخ و تَسلَّخ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج5 , ص78) 
و انسلخ جِلْدُهُ و تسلّخ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص304) 
تَسَلَّخَ جلده من داء الإنسان إذا محشه الحر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص198) 
تَسَلَّخَ جلدُهُ پوست او خراشيده شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص228) 
انسلخ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص696) 
انسلخ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص344) 
تقشَّرَ مِن داءٍ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج5 , ص131) 