مَضُرَ یمضُر

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعُل یفعُل
bookmark

معنای مَضُرَ یمضُر

مَضُرَ النبيذُ أو اللبنُ

مى يا شير ترشيد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص832)
sourceLink

حمض
(
المنجد فی اللغة
, ص765)
sourceLink

مَضُرَ

أُ-مَضْراً و مُضُوراً:بَدأ يُخلّل،حَمّض، فسد:«مَضَر اللَّبَن»،«مَضَر النَّبيذ»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1345)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.