المُنَسَّق

مشتق ثلاثی مزید باب تفعیل/مصدر ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای المُنَسَّق

مُنسَّق

مَوضوع بتَنْسيق و تَرْتيب و تَنْظيم،مُنَظَّم،مُرتَّب،مُعَدّ بدقّة و ترتيب:«قائمة مُنَسَّقة»،«حركات منسَّقة»،«هجوم مُنسَّق»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1406)
sourceLink

مُنَسَّق

خوش‌تركيب،مرتب،نظام‌دار، منظم؛داراى نظم تمام(مثلاًدسته‌هاى سپاهى)؛هماهنگ.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص687)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.