تَرَعَّظَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَرَعَّظَ

تَرَعَّظَ

حاول تسويةَ حمل على بعيرٍ فراغَ.
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص396)
sourceLink

مطاوع رَعَّظَه ¦¦
تملَّصَ
(
المعجم الوسيط
, ص354)
sourceLink

تَرَعَّظَ البعيرُ

راغ عند محاولةِ‌ تسوية حِمْلٍ‌ عليه
(
المعجم الوسيط
, ص354)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.