المَتْلُوف

مشتق ثلاثی مجرد
bookmark

معنای المَتْلُوف

المَتْلُوفُ

ضِدُّ المَعْرُوفِ‌، مُوَلَّدَةٌ أَيضاً
(
تاج العروس
, ج12 , ص101)
sourceLink

مَتْلوف

و مُتْلَف :ويران شده، خراب شده،شكسته،خراب؛فاسد،ضايع شده، بد.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص64)
sourceLink

مَتْلُوف

تالِف،مُتْلَف:«بضائع مَتْلُوفة»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص151)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.