المُكَبْرَت

مشتق رباعی
bookmark

معنای المُكَبْرَت

مُكَبْرَت

مُقسًّى بالكبريت:«مَطَّاط‍‌ مُكَبْرَت» ¦¦
مرشوش بالكِبريت:«كرم مُكَبْرَت» ¦¦
مَغموس بالكِبريت:«أعواد ثقاب مُكَبْرتة» ¦¦
مَمزوج بكِبريت ¦¦
مرشوش بالكبريتات
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1211)
sourceLink

السَّائل فيه الكبريت.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص773)
sourceLink

گوگرددار.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص576)
sourceLink

المُكَبْرَت در اصطلاح

مكبرت

معالج بالكبريت، أو يدخل الكبريت في تركيبه.
(
‏القاموس الطبي العربي
, ص1088)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.