كَبَثَ یکبُث

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُل
bookmark

معنای كَبَثَ یکبُث

كَبَثَتِ الحرارةُ اللحمَ

كَبْثاً:غَيَّرَتْهُ و أَفسدتْه. فهو مكبوثٌ.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص772)
sourceLink

كَبَثَ اللحمَ كَبْثا

غمَّهُ‌
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص507)
sourceLink

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.