وَ أَوْرَثْنَا اَلْقَوْمَ اَلَّذِينَ كٰانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشٰارِقَ اَلْأَرْضِ وَ مَغٰارِبَهَا (آیه 137/سوره الأعراف) 
مشرق: اسم مكان است يعنى محل طلوع. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
در توجيه مفرد و تثنيه و جمع آمدن مشرق و مغرب گفتهاند. مراد از مفرد مشرق و مغرب معروف است، غرض از مشرقين و مغربين، مشرق و مغرب زمستان و تابستان است، منظور از مشارق و مغارب مشرق و مغرب روزهاى سال است كه آفتاب هر روز از يكى طلوع و در يكى غروب ميكند. ناگفته نماند: مشرق و مغرب معلوم است ولى مراد از مشرقين و مغربين شايد مشرق و مغرب آفتاب و ماه باشد. آقاى محمد امين سلدوزى احتمال دادهاند كه مشرق و مغرب جنّ و انس است كه سورۀ رحمن دربارۀ آندو است و پيوسته هر دو را مخاطب قرار ميدهد. امّا مشارق و مغارب: هر جاى زمين مشرق و مغرب است زيرا زمين در اثر حركت وضعى. شب و روز پيوسته در اطراف آن ميگردد مثلا ممالك ژاپون، كره، چين، كشمير، افغانستان، ايران، عراق، عربستان، سودان، اگر از ژاپون حساب شود هر يك در غرب ديگرى و اگر از سودان حساب شود هر يك در مشرق ديگرى قرار گرفتهاند. پس هر يك نسبت بما قبل مغرب و نسبت بما بعد مشرقاند. بدين ترتيب تمام سطح زمين هم مشرق و هم مغرباند، مراد از مشارق و مغارب بايد اينها باشند. ميتوان آنرا مشارق و مغارب فصول دانست و ميشود گفت: منظور مشارق و مغارب تمام ستارگان است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص19) 
فَلاٰ أُقْسِمُ بِرَبِّ اَلْمَشٰارِقِ وَ اَلْمَغٰارِبِ (آیه 40/سوره المعارج) 
شَرَقَت الشمسُ تَشْرُق شُروقا: طلعت. و اسم الموضع: المَشْرِقُ و كان القياس المَشْرَق، و لكنه أحد ما نَدر من هذا القبيل، و قد أبنتُ ذلك فى الكتاب«المُخصّص. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص162) 
شَرَقَت الشمسُ تَشْرُق شُروقاً و شَرْقاً: طلعت، و اسم الموضع المَشْرِق، و كان القياس المَشْرَق و لكنه أحد ما ندر من هذا القبيل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج10 , ص173) 
اَلْمَشْرِق و المغرب - اگر بطور مفرد گفته شوند اشاره به دو ناحيه شرق و غرب است ولى اگر به لفظ تثنيه(مَشْرِقَيْن و مغربين) گفته شوند - اشاره به طلوع و غروب آفتاب در زمستان و تابستان است(يعنى: دو ناحيه مختلف كه در صبح تابستانى و صبح زمستانى خورشيد از آنجا ديده مىشود و سر مىزند كه دو نقطۀ متفاوت است چه در مغرب و چه در مشرق) - و هرگاه به لفظ جمع گفته شوند(مَشَارِق و مغارب) به اعتبار طلوع كردن هر روز و غروب كردن آن در همان روز است يا به مطلع و مغرب هر فصل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص318) 
اَلْمَشْرِقُ و المغرب إذا قيلا بالإفراد فإشارة إلى ناحيتي اَلشَّرْقِ و الغرب، و إذا قيلا بلفظ التّثنية فإشارة إلى مطلعي و مغربي الشتاء و الصّيف، و إذا قيلا بلفظ الجمع فاعتبار بمطلع كلّ يوم و مغربه، أو بمطلع كلّ فصل و مغربه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص451) 
مشرق: اسم مكان است يعنى محل طلوع. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
در توجيه مفرد و تثنيه و جمع آمدن مشرق و مغرب گفتهاند. مراد از مفرد مشرق و مغرب معروف است، غرض از مشرقين و مغربين، مشرق و مغرب زمستان و تابستان است، منظور از مشارق و مغارب مشرق و مغرب روزهاى سال است كه آفتاب هر روز از يكى طلوع و در يكى غروب ميكند. ناگفته نماند: مشرق و مغرب معلوم است ولى مراد از مشرقين و مغربين شايد مشرق و مغرب آفتاب و ماه باشد. آقاى محمد امين سلدوزى احتمال دادهاند كه مشرق و مغرب جنّ و انس است كه سورۀ رحمن دربارۀ آندو است و پيوسته هر دو را مخاطب قرار ميدهد. امّا مشارق و مغارب: هر جاى زمين مشرق و مغرب است زيرا زمين در اثر حركت وضعى. شب و روز پيوسته در اطراف آن ميگردد مثلا ممالك ژاپون، كره، چين، كشمير، افغانستان، ايران، عراق، عربستان، سودان، اگر از ژاپون حساب شود هر يك در غرب ديگرى و اگر از سودان حساب شود هر يك در مشرق ديگرى قرار گرفتهاند. پس هر يك نسبت بما قبل مغرب و نسبت بما بعد مشرقاند. بدين ترتيب تمام سطح زمين هم مشرق و هم مغرباند، مراد از مشارق و مغارب بايد اينها باشند. ميتوان آنرا مشارق و مغارب فصول دانست و ميشود گفت: منظور مشارق و مغارب تمام ستارگان است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص19) 
رَبُّ اَلْمَشٰارِقِ (آیه 5/سوره الصافات) 
أي مَشَارِق الصيف و الشتاء و مغاربهما. و إنما جمعا لاختلاف مشرق كل يوم و مغربه. لأن للسنة على ما نقل ثلاثمائة و ستون مَشْرِقاً و ثلاثمائة و ستون مغربا، فيومها الذي تشرق فيه لا تعود إليه إلا من قابل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص189) 