اسْتَفَی

فعل ماضی ثلاثی مزید باب افتعال
bookmark

معنای اسْتَفَی

اسْتَفَيْتُ وَجْهَ فلانٍ

أي اصْطَرَفْتُه
(
المحیط في اللغة
, ج8 , ص392)
sourceLink

اِسْتَفَى وجهَهُ استفاء

اصطرفهُ.
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص681)
sourceLink

اسْتَفَى وجْهَه

اضطَرَفَهُ؛ كلُّ ذلكَ نقلَهُ الصَّاغاني
(
تاج العروس
, ج19 , ص529)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.