وَ اَلصّٰابِرِينَ فِي اَلْبَأْسٰاءِ وَ اَلضَّرّٰاءِ وَ حِينَ اَلْبَأْسِ (آیه 177/سوره البقرة) 
اَلصَّبْرُ: الإمساك في ضيق، يقال: صَبَرْتُ الدّابّة: حبستها بلا علف، و صَبَرْتُ فلانا: خلفته خلفة لا خروج له منها، و اَلصَّبْرُ: حبس النّفس على ما يقتضيه العقل و الشرع، أو عمّا يقتضيان حبسها عنه، فَالصَّبْرُ لفظ عامّ، و ربّما خولف بين أسمائه بحسب اختلاف مواقعه، فإن كان حبس النّفس لمصيبة سمّي صبرا لا غير، و يُضَادُّهُ الجزع، و إن كان في محاربة سمّي شجاعة، و يضادّه الجبن، و إن كان في نائبة مضجرة سمّي رحب الصّدر، و يضادّه الضّجر، و إن كان في إمساك الكلام سمّي كتمانا، و يضادّه المذل، و قد سمّى اللّه تعالى كلّ ذلك صبرا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص474) 
اَلصَّبْر: خويشتندارى در سختى و تنگى. صَبَرْتُ الدّابّةَ: ستور را نگه داشتم و حبس كردم بدون علوفه و خوراك. صَبَرْتُ فلانا: او را جا گذاشتم و راه خروج نداشت. اَلصَّبْر: شكيبائى و خوددارى نفس بر آنچه را كه عقل و شرع حكم مىكند و آن را مىطلبد يا آنچه را كه عقل و شرع، خوددارى نفس از آن را اقتضاء مىكند، پس صبر و شكيبائى لفظ عامى است و چهبسا برحسب اختلاف مورد، اسامى مختلفى داشته باشد: 1 - اگر صبر و شكيبائى نفس براى مصيبتى باشد واژه - صبر به كار مىرود نه چيز ديگر و ضدّش جزع و بىتابى است. 2 - اگر صبر در جنگ و محاربه باشد، شجاعت و پايدارى ناميده مىشود كه ضدش ترس و جبن است. 3 - هرگاه صبر در كارى ملالآور و دلتنگكننده باشد - ظرفيّت داشتن و دلدار بودن - ناميده مىشود كه ضدّش كمظرفيّتى و ضجر و دلتنگى است. 4 - و زمانى كه صبر در خوددارى از كلام و سخن گفتن باشد كتمان ناميده مىشود و ضدّش فاش كردن سخن و ناآرامى است. خداى تعالى تمام معانى فوق را - صبر - ناميده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص371) 
صابر: صبر کننده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص106) 
أي في الشدة، و نصب على المدح، و لم يعطف لفضل الصبر على سائر الأعمال. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
جمع صَابِر من الصَّبْرِ و هو حبس النفس عن إظهار الجزع. و عن بعض الأعلام: الصَّبْرُ حبس النفس على المكروه امتثالا لأمر الله تعالى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص358) 
وَ اَلصّٰابِرِينَ عَلىٰ مٰا أَصٰابَهُمْ (آیه 35/سوره الحج) 
اَلصَّبْرُ: الإمساك في ضيق، يقال: صَبَرْتُ الدّابّة: حبستها بلا علف، و صَبَرْتُ فلانا: خلفته خلفة لا خروج له منها، و اَلصَّبْرُ: حبس النّفس على ما يقتضيه العقل و الشرع، أو عمّا يقتضيان حبسها عنه، فَالصَّبْرُ لفظ عامّ، و ربّما خولف بين أسمائه بحسب اختلاف مواقعه، فإن كان حبس النّفس لمصيبة سمّي صبرا لا غير، و يُضَادُّهُ الجزع، و إن كان في محاربة سمّي شجاعة، و يضادّه الجبن، و إن كان في نائبة مضجرة سمّي رحب الصّدر، و يضادّه الضّجر، و إن كان في إمساك الكلام سمّي كتمانا، و يضادّه المذل، و قد سمّى اللّه تعالى كلّ ذلك صبرا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص474) 
اَلصَّبْر: خويشتندارى در سختى و تنگى. صَبَرْتُ الدّابّةَ: ستور را نگه داشتم و حبس كردم بدون علوفه و خوراك. صَبَرْتُ فلانا: او را جا گذاشتم و راه خروج نداشت. اَلصَّبْر: شكيبائى و خوددارى نفس بر آنچه را كه عقل و شرع حكم مىكند و آن را مىطلبد يا آنچه را كه عقل و شرع، خوددارى نفس از آن را اقتضاء مىكند، پس صبر و شكيبائى لفظ عامى است و چهبسا برحسب اختلاف مورد، اسامى مختلفى داشته باشد: 1 - اگر صبر و شكيبائى نفس براى مصيبتى باشد واژه - صبر به كار مىرود نه چيز ديگر و ضدّش جزع و بىتابى است. 2 - اگر صبر در جنگ و محاربه باشد، شجاعت و پايدارى ناميده مىشود كه ضدش ترس و جبن است. 3 - هرگاه صبر در كارى ملالآور و دلتنگكننده باشد - ظرفيّت داشتن و دلدار بودن - ناميده مىشود كه ضدّش كمظرفيّتى و ضجر و دلتنگى است. 4 - و زمانى كه صبر در خوددارى از كلام و سخن گفتن باشد كتمان ناميده مىشود و ضدّش فاش كردن سخن و ناآرامى است. خداى تعالى تمام معانى فوق را - صبر - ناميده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص371) 
وَ اَلصّٰابِرِينَ وَ اَلصّٰابِرٰاتِ (آیه 35/سوره الأحزاب) 
اَلصَّبْرُ: الإمساك في ضيق، يقال: صَبَرْتُ الدّابّة: حبستها بلا علف، و صَبَرْتُ فلانا: خلفته خلفة لا خروج له منها، و اَلصَّبْرُ: حبس النّفس على ما يقتضيه العقل و الشرع، أو عمّا يقتضيان حبسها عنه، فَالصَّبْرُ لفظ عامّ، و ربّما خولف بين أسمائه بحسب اختلاف مواقعه، فإن كان حبس النّفس لمصيبة سمّي صبرا لا غير، و يُضَادُّهُ الجزع، و إن كان في محاربة سمّي شجاعة، و يضادّه الجبن، و إن كان في نائبة مضجرة سمّي رحب الصّدر، و يضادّه الضّجر، و إن كان في إمساك الكلام سمّي كتمانا، و يضادّه المذل، و قد سمّى اللّه تعالى كلّ ذلك صبرا. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص474) 
اَلصَّبْر: خويشتندارى در سختى و تنگى. صَبَرْتُ الدّابّةَ: ستور را نگه داشتم و حبس كردم بدون علوفه و خوراك. صَبَرْتُ فلانا: او را جا گذاشتم و راه خروج نداشت. اَلصَّبْر: شكيبائى و خوددارى نفس بر آنچه را كه عقل و شرع حكم مىكند و آن را مىطلبد يا آنچه را كه عقل و شرع، خوددارى نفس از آن را اقتضاء مىكند، پس صبر و شكيبائى لفظ عامى است و چهبسا برحسب اختلاف مورد، اسامى مختلفى داشته باشد: 1 - اگر صبر و شكيبائى نفس براى مصيبتى باشد واژه - صبر به كار مىرود نه چيز ديگر و ضدّش جزع و بىتابى است. 2 - اگر صبر در جنگ و محاربه باشد، شجاعت و پايدارى ناميده مىشود كه ضدش ترس و جبن است. 3 - هرگاه صبر در كارى ملالآور و دلتنگكننده باشد - ظرفيّت داشتن و دلدار بودن - ناميده مىشود كه ضدّش كمظرفيّتى و ضجر و دلتنگى است. 4 - و زمانى كه صبر در خوددارى از كلام و سخن گفتن باشد كتمان ناميده مىشود و ضدّش فاش كردن سخن و ناآرامى است. خداى تعالى تمام معانى فوق را - صبر - ناميده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص371) 
وَ بَشِّرِ اَلصّٰابِرِينَ (آیه 155/سوره البقرة) 
الصَّابِرُون جمع صَابِر من الصَّبْرِ و هو حبس النفس عن إظهار الجزع. و عن بعض الأعلام: الصَّبْرُ حبس النفس على المكروه امتثالا لأمر الله تعالى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص358) 