المَنْحُوز

مشتق ثلاثی مجرد
bookmark

معنای المَنْحُوز

بَعيرٌ مَنْحُوزٌ

بَعيرٌ ناحِزٌ و نَحِيزٌ و نَحِزٌ ككَتِف، و هٰذه عن سيبَوَيْه، و مَنْحُوزٌ ، و مُنَحِّزٌ ، كمُحَدِّث: به نُحَازٌ : سُعَالٌ شديدٌ.
(
تاج العروس
, ج8 , ص155)
sourceLink

بعيرٌ مَنْحُوزٌ

شترى كه به بيمارى گرفتگى سينه و سرفه دچار شده باشد
(
فرهنگ ابجدی
, ص869)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.