اِلْتَجَمَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب افتعال
bookmark

معنای اِلْتَجَمَ

اِلْتَجَمَ

لگام شدن،افسار شدن،مهار شدن(مثلاً: انرژى).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص612)
sourceLink

اِلْتَجَمَ عن الكلامِ

زبانش بند آمد، نطقش كور شد.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص612)
sourceLink

إلتَجَمَتِ الدابَّةُ

مطاوع الجمَ.
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص31)
sourceLink

مطاوعُ ألجم
(
المنجد فی اللغة
, ص714)
sourceLink

الْتَجَمَتِ الدابَّةُ

اين واژه مطاوع(أَلْجَمَ)است.
(
فرهنگ ابجدی
, ص121)
sourceLink

مداخل هم ریشه اِلْتَجَمَ

اللام و الجيم و الميم كلمةٌ‌،و هي اللِّجام .(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص235)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.