تَرَهْدَنَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَرَهْدَنَ

تَرَهْدَنَ

استراح بعد صلاح أحواله و زوال الغُمّة. من الفارسية: «رهيدن» أي النجاة و التحرر.
(
المعجم المفصل في المعرب و الدخيل
, ص129)
sourceLink

تَرَهْدَنَ عليهِ

با او شوخى كرد يا اورا به شوخى گرفت ¦¦
اين واژه در زبان متداول رايج است
(
فرهنگ ابجدی
, ص224)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.