خَسِئَ الكلبُ خَسْئا بَعُد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص49) 
اِخْسَأ اِلَيكَ گمشو،قباحت دارد،تف بر تو. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص164) 
خَسِئَ الكلبُ سگ دور و خسته شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص362) 
بَعُدَ و انزجر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص178) 
خَسِى ءَ دفع شدن،طرد شدن،رانده شدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص164) 
خَسِئْتَ گمشو،قباحت دارد،تف بر تو. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص164) 
خَسِئَ - خَسَأً:بَعُد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص384) 
نااميد شد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اين واژه در زبان متداول رايج است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص363) 
بَعُدَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ص145) 
- كانْخَسَأَ و خَسِئَ ، - و - البَصَرُ: كَلَّ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ص14) 
خَسَأْتُ الكَلْبَ خَسْأً ، كمَنَعْتُهُ مَنْعاً: طردتُهُ و زجرتُهُ مُستهيناً به، فخَسَأ هو خُسُوءاً - كجَنَحَ جُنوحاً - و انخَسَأ ، و خَسِئَ كسَمِعَ ، فهو خاسِئُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ص68) 