قَرْنَبَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای قَرْنَبَ

قَرْنَبَ

رَفَع:«قَرْنب الهرُّ أُذُنَيْه»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1149)
sourceLink

قَرْنَبَ أُذُنَيْهِ

گوشهايش را تيز كرد وبالا گرفت ¦¦
اين واژه در زبان متداول رايج است
(
فرهنگ ابجدی
, ص692)
sourceLink

رفعهما(عاميّة)
(
المنجد فی اللغة
, ص625)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.