مَذَّرَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای مَذَّرَ

مَذَّر

فَرَّق،بَدَّد
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1328)
sourceLink

مَذَّرَهُ

پراكندن،پخش كردن،به هرسو پراكنده كردن(چيزى را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص641)
sourceLink

مذَّره تَمْذيراً فَتمَذَّرَ

فَرَّقَه فتَفرَّقَ‌
(
تاج العروس
, ج7 , ص472)
sourceLink

مَذَّرَ الشيءَ فتَمَذَّر

فرَّقهُ فتفرَّق.
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص179)
sourceLink

مَذَّرَ الشى ءَ

آن چيز را پراكنده و پخش كرد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص801)
sourceLink

فرَّقه
(
المنجد فی اللغة
, ص752)
sourceLink

فرَّقَهُ.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص859)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.