المُهَشَّم

مصدر میمی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای المُهَشَّم

مُهَشَّم

از ميان رفته،نابود شده (شهر)؛خرد شده،له شده،متلاشى.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص785)
sourceLink

مُهَشَّم

مُكسَّر: «زُجاج مُهشَّم» ¦¦
مُدمَّر:«بُيُوت مُهَشّمة» ¦¦
فيه آثار جروح كثيرة و رَضّ‌ شديد:«وَجْه مُهشَّم»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1485)
sourceLink

مداخل هم ریشه المُهَشَّم

الهاء و الشين و الميم أصلٌ‌ يدلُّ‌ على كسْر الشَّىء الأجوفِ‌ و غيرِ الأجوف و هَشمْتُهُ‌ هَشْماً .(معجم مقاییس اللغة , ج6 , ص53)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.