اللّاسِع

مشتق ثلاثی مجرد
bookmark

معنای اللّاسِع

لاسِع

ما يلدغ،لاسِب:«حشرة لاسعة» ¦¦
مُوجع جدًّا:«كلام لاسع» ¦¦
مُحْرق:«نار لاسعة»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1282)
sourceLink

گزنده،نيش‌دار؛سوزنده،سوزان؛ تند.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص617)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.