صَلُحَ یصلُح كصَلَح، قال ابن دريد: و ليس صَلُحَ بثَبَت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص516) 
صَلُحَ صلاحاً و صُلوحاً و صَلاحِیَةً زال عنهُ الفساد.يقال«صلحت حالُ فلان» اي زال عنها الفساد.و يقال من المجاز «هذا يصلُح لك صَلاَحاً»اي يوافقك و يحسن بك ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ضدّ فسد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص432) 
لا يَصْلُح لِشَىْءٍ به هيچ درد نمىخورد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص369) 
هذا يَصْلُح لک أَي مِنْ بابَتِك 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج4 , ص126) 
- و هذا يَصْلُحُ لك، كيَنْصُرُ، أي: من بابَتِكَ . و رَوْحُ بنُ صَلاحٍ : مُحَدِّثٌ . - و صالِحانُ : مَحَلَّةٌ بِأَصْبَهانَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ص322) 
صَلُحَ نَموذَجاً الگو شد، به عنوان نمونه اختيار شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص369) 
صَلُحَ لِلظُروف با شرايط مناسبت يافت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص369) 
صَلُحَ الرجُلُ كان صالحاً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص432) 
صَلُحَ مع همساز بودن، جور بودن (با كسى يا چيزى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص369) 
صَلُحَ لـ شايسته بودن، مناسب بودن، سودمند بودن، درخور بودن، كارآ بودن، كارساز بودن (براى چيزى)، به درد (چيزى) خوردن؛ جفت بودن (با چيزى)، خوردن (به چيزى). ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
پسنديده بودن، قابل قبول بودن، معتبر بودن (براى چيزى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص369) 
صَلُحَ به معناى (صَلَحَ) مىباشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص557) 
أُ-صَلاحاً و صُلُوحًا و صَلاَحِيَةً:صَلَحَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص847) 
صَلَحَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص426) 
صَلاَحاً، و صُلُوحاً:صَلَحَ. فهو صَليحٌ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص520) 
كَصَلَح .قال«ابنُ دُرَيدٍ»:و ليس صَلُحَ بثَبْتٍ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قال«ابنُ دُرَيدٍ»:و ليس صَلُحَ بثَبْتٍ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج3 , ص152) 
(صَلاَح، صَلاَحِيَة): خوب بودن، برازنده بودن، نيكطبع بودن، صالح بودن، باخدا بودن، پرهيزكار بودن؛ درستكار بودن، راست بودن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص369) 
لُغَةٌ [فيِ صَلَحَ] وَ هُوَ خِلاَفُ فَسَدَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المصباح المنیرالمصباح المنیر في غریب الشرح الکبیر للرافعي
, ص345) 
صَلَحَ الرجلُ صَلاحا و صُلوحا ، و يقال: صَلُحَ أيضا.و يقال:ما به من الصَّلاح و الصُّلوح . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص542) 
صلح صَلَحَ :و صَلُحَ : ،و ليس بثَبْت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1249) 
الصلاح:نقيض الفساد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج6 , ص3811) 
و حكى ابنُ السكّيت صلَح و صلُح . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم مقاییس اللغةمعجم مقاییس اللغة
, ج3 , ص303) 
ولداً سويّاً قد صَلُحَ بدنُهُ ، أَو ولداً ذكراً; لأَنَّ الذّكورةَ من الصَّلاحِ و الجودةِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج4 , ص410) 