رَخُفَ یرخُف

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعُل یفعُل
bookmark

معنای رَخُفَ یرخُف

رَخُفَ العجينُ

خمير نرم و سست شد
(
فرهنگ ابجدی
, ص427)
sourceLink

استرخى
(
المنجد فی اللغة
, ص254)
sourceLink

إذا استرخى و كثر ماؤه
(
فقه اللغة
, ص157)
sourceLink

رَخُفَ

رَخافَةً، و رُخُوفَةً:رَخَفَ. فهو رَخْفٌ، و رَخِيفٌ.
(
المعجم الوسيط
, ص336)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.