الفُكُوك

جمع : الفَكّ
مصدر ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُل
bookmark

معنای الفُكُوك

الفكوك

پير شدن
(
‏فرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص1035)
sourceLink

الفُكُوك در اصطلاح

الفكوك

استخوان‌هاى زنخ(قانون/ج 1282/3)،از جاى بيامدگى پاى (السّامى/72)
(
‏اصطلاحات پزشکی
, ص146)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.