المَغْمُورُ المجهول الخاملُ الذِكر.يقال«هو مَغمُورٌ فيهم» اي ليس بمشهور كأَنهم قد غمروه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
المقهور 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص559) 
مرد شكست خورده. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
گمنام و ناشناخته 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص845) 
اسم مفعول ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
المجهول يقال «فلان مَغْمور النسب» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الخامِل الذِكر تقول «هو مَغْمُور فيهم» ليس بمشهورٍ كانهم قد غَمروهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
المقهور ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الممطور. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج4 , ص66) 
المقهورُ أو المَمْطورُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص280) 
ظاهِر عليه بفَيْض: «قَلْبٌ مَغْمورٌ بالسُّرور» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
غير مَعْروف،خامِل الذِّكْر:«عالِمٌ مَغْمُور»،«عاش مَغْمورًا» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1064) 
المطمورُ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
المقهورُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص661) 
المقهورُ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
المَمْطورُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص33) 
نامعلوم، بىنامونشان، گمنام، ناشناخته. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَغْمورٌ ma mūr :نامعلوم،بىنامونشان،گمنام، ناشناخته. مَغْمور ب: سيلزده،فراگرفته شده،غوطهور، غرق(در...). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص488) 
الخامِلُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص320) 
المَقْهُور ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
المَمْطُور 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص322) 
ثعلب عن ابن الأعرابي قال: المَغْمور : المَقْهور، و المَغمور :المَمْطُور. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص127) 
الخامِلُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج2 , ص185) 
المَغْمُورُ من الرجال الذي ليس بمشهور 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص279) 
غيرُ المشهور. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص661) 
الذي ليس بمشهور 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص29) 
... و هو القدح الصغيرُ، و يقال: غَمَره القوم يغمرونه :إذا عَلَوْه بالشرَفِ ، و المغمُور من الرجال الذي ليسَ بمشهورٍ، و رجل مُغمَّرٌ &إذا استجهله الناسُ ، و قد غُمِّرَ فلان تغمِيراً . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص128) 
فلانٌ مَغْمُورُ النَّسَبِ غَيْرُ مَشْهُورِة، كأَنّ غَيْرَه عَلَاه فيه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص322) 
مَغْمورٌ بالدَّيْن تا خرخره در قرض فرورفته. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص488) 
المُغَمَّر من الرجال إِذا استجهله الناس 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص31) 
مَغْمُور النَّسَبِ وفلان مَغْمور النَّسب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص456) 
رجل مَغْمورٌ خامل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص280) 
و رجل مغمور ،إذا كان خاملاً يغمُره غيره من قومه تشبيهاً بالرجل الغُمْر . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص781) 
مَغْمور بـ سيلزده، فراگرفته شده، غوطهور، غرق (در...). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص488) 