التَّعَفُّفُ الصَّبْرُ و النَّزاهَةُ من الشَّيْءِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج12 , ص393) 
العِفَّة : حاصل شدن حالتى براى نفس و جان آدمى كه بهوسيله آن از غلبه و تسلّط شهوت جلوگيرى مىشود. مُتَعَفِّف : كسى است كه چنان حالتى از عفّت را در اثر تمرين و زحمت حاصل مىكند و اصلش بسنده كردن در گرفتن چيز اندك است كه در حكم تهمانده شير در پستان است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص618) 
تعفّف پرهيزكارى نمودن و آشاميدن عفافه يعنى بقيه شير كه در پستان باشد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ص379) 
تَعفُّف امْتِناعٌ عن كُلِّ لَذَّة جَسَديَّة أو عمَّا لا يَحِلّ و لا يَليق:«التَّعفُّف الإِراديّ يُعْتبَر فضيلةً» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
امْتِناع اختياريّ عن إِرضاء حاجة أو رغبة طبيعيَّة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص995) 
تفعُّلٌ من العَفاف . ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
و التعفُّف أيضا:شَرْبُ العُفافة . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص155) 
عفف التَّعَفُّف : تَعَفَّفَ :إذا تكلَّف العفة . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج7 , ص4320) 
تَعَفُّف پرهيزكارى،پاكدامنى،پارسايى؛ فروتنى؛حيا؛خويشتندارى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص446) 