اِرْتِشَاء «ارتشاء»از مادۀ«رشو»به معناى رشوه گرفتن و«رشا»به معناى رشوه دادن است و «رشوه»در لغت به معناى وسيلهاى است كه با آن به آب دست يافته مىشود(لسان العرب 322/14)،به عبارت ديگر،طنابى كه با آن از چاه آب مىكشند(مصطلحات الفقه/271).در اصطلاح فقه به چيزى مىگويند كه براى ابطال حق يا حق جلوه دادن باطلى(تعريفات/81)و يا براى حكم كردن به نفع كسى يا اعمال نظر در پروسۀ تحكيم به ديگرى داده مىشود (قاموس فقهى/149؛معجم لغة الفقهاء/199؛مصطلحات الفقه/270).به ديگر سخن،رشوه آن است كه قاضى از يكى يا هر دو طرف دعوا يا شخص ثالث،مالى بگيرد و در مقابل به نفع او حكم كند يا راهنمايى نمايد كه در محاكمه بر طرف ديگر غالب آيد(الروضة البهيه 74/3؛اصطلاحات فقهى/247).رشوه،بنابر اجماع و اتفاق مسلمانان(نك:جامع المقاصد 35/4؛مصطلحات الفقه/271؛ الروضة البهيه 75/3)فعل حرام است(جواهر الكلام 145/22 و 131/40؛الروضة البهيه 74/3؛مبانى تكملة المنهاج 5/1)،بنابراين دهندۀ رشوه(راشى)و گيرندۀ آن(مرتشى)و واسطۀ آن دو(رائش)،هر سه،مرتكب فعل حرام شدهاند و در روايات،پيامبر،هر سه نفر را لعنت كرده است(نك: مستدرك الوسائل 196/3).مرتشى،بايد مال را به رشوهدهنده(راشى)برگرداند(جواهر الكلام 131/40).اگر به دست آوردن حقى،مبتنى بر رشوه باشد،عمل رشوهدهنده حرام نيست،اما مرتشى مرتكب فعل حرام شده است(همان 145/22؛نيز نك:تحرير الوسيله 366/2؛ردّ المحتار 502/5). ر.ك: ف.ش:معجم فقه الجواهر 1/3-50. ف.س:معجم المصطلحات 148/2؛الموسوعة الجنائيه 1/4؛المصنّف/223؛المرصفاوى فى قانون العقوبات/386. ح.ج:م 589،518-594،ق.م.ا.؛م 3 ق.ت.م.م.ا.ا.ك.؛بررسى حقوقى و فقهى دو مسأله رشوه و احتكار /114؛مبسوط در ترمينولوژى حقوق 2052/3. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( واژهنامه تفصیلی فقه جزاواژهنامه تفصیلی فقه جزا
, ص54) 