بَخَّ في النَّوم غَطَّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج4 , ص258) 
[أي] غَطَّ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج4 , ص185) 
در خواب خُرخُر كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص177) 
غَطَّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سكن من غضبه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص27) 
بَخَّ به پاشيدن،افشاندن(چيزى را به چيزى ديگر). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص28) 
بَخَّ إِذا سَكَّن مِنْ غَضَبِهِ و خَبَّ من الخَبَب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج4 , ص258) 
از خشمى كه داشت آرام شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص177) 
أُ-بَخًّا:غطَّ في نومه،أَحْدَث صوتًا و هو نائم ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
رشَّ،صبَّ متفرِّقًا:«بَخَّ سائلاً» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص67) 
سكن من غضبه (اللسان). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص229) 
أَبو عمرو: بَخَّ إِذا سكن من غضبه، و خَبَّ من الخَبَب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص7) 
(بَخّ ):خُرخُر كردن(در خواب). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص28) 
عَمْرُو عن أبيه: بَخَّ : إذا سكن من غَضَبِه و خَبَّ : من الْخَبَبِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج7 , ص11) 
سَكَنَ من غَضَبِه، - و - في النَّوْمِ : غَطَّ، - كبَخْبَخَ ، 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ص354) 
و يُبَيَّنُ باللاّم فيقال: بَخّ له بجميع لغاتِهِ مفرداً و مكرَّراً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج5 , ص101) 
و بَخَّ الرَّجل في نَومِهِ بَخّاً ، كقَتَلَ : غَطَّ، كبَخْبَخَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج5 , ص102) 
بَخَّه پراندن،پف كردن(آب يا مايعى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص28) 