وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْرا فَإِنَّ اَللّٰهَ شٰاكِرٌ عَلِيمٌ (آیه 158/سوره البقرة) 
[شاکر: شکرگزار، سپاسگزار] ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
شكر: ثنا گوئى در مقابل نعمت. در مجمع فرموده: شكر اعتراف بنعمت است توأم با نوعى تعظيم. رمّانى گفته: شكر اظهار نعمت است. راغب گويد: شكر ياد آوردى نعمت و اظهار آنست. . . ضد آن كفر بمعنى نسيان و پوشاندن نعمت است. . . شكر بر سه نوع است: شكر قلب و آن ياد آورى نعمت است. شكر زبان و آن ثنا گوئى در مقابل نعمت است. شكر ساير جوارح و آن مكافات نعمت بقدر قدرت است. شكر فقط در مقابل نعمت و بذل است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص63) 
شٰاكِرا لِأَنْعُمِهِ اِجْتَبٰاهُ وَ هَدٰاهُ (آیه 121/سوره النحل) 
اَلشُّكْرُ: تصوّر النّعمة و إظهارها، قيل: و هو مقلوب عن الكشر، أي: الكشف، و يضادّه اَلْكُفْرُ، و هو: نسيان النّعمة و سترها، و دابّة شكور: مظهرة بسمنها إسداء صاحبها إليها، و قيل: أصله من عين شَكْرَى، أي: ممتلئة، فَالشُّكْرُ على هذا هو الامتلاء من ذكر المنعم عليه. و اَلشُّكْرُ ثلاثة أضرب: شُكْرُ القلب، و هو تصوّر النّعمة. و شُكْرُ اللّسان، و هو الثّناء على المنعم. و شُكْرُ سائر الجوارح، و هو مكافأة النّعمة بقدر استحقاقه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص461) 
توفية شكر اللّه صعب، و لذلك لم يثن بالشّكر من أوليائه إلاّ على اثنين، قال في إبراهيم عليه السلام: شٰاكِراً لِأَنْعُمِهِ، و قال في نوح: إِنَّهُ كٰانَ عَبْداً شَكُوراً. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص462) 
اَلشُّكْر: به ياد آوردن و تصوّر نعمت و اظهار آن نعمت است. گفته شده - شُكْر - مقلوب از - كشر - است يعنى كشف و آشكار نمودن، نقطۀ مقابل شكر، كفر يعنى فراموشى نعمت و پوشيده داشتن آن است. دابّة شَكُورٌ: ستورى است كه از فربهى به خوردن علف كم بسنده مىكند و صاحبش او را دوست دارد، گفته شده اصلش از عبارت - عين شَكْرَى يعنى چشم پر، گرفته شده، پسواژه - شكر - بر اين اساس، پر بودن خاطر از ياد نعمتدهنده است، شكر سه گونه است: 1 - شكر قلبى و آن تصوّر نعمت است. 2 - شكر زبانى يعنى ثنا و ستايش بر نعمتدهنده. 3 - شكر ساير اعضاء بدن يعنى پاداش نعمت دادن به اندازه استحقاق و شايستگىاش. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص343) 
وفاى به اداى شكر خداى، مشكل است و لذا جز براى دو تن از اوليايش ثناى شكر ننموده است: 1 - دربارۀ ابراهيم عليه السّلام مىگويد: (شٰاكِراً لِأَنْعُمِهِ - 121 /نحل) 2 - و دربارۀ نوح عليه السّلام(إِنَّهُ كٰانَ عَبْداً شَكُوراً - 3 /اسراء) 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص344) 
شكر: ثنا گوئى در مقابل نعمت. در مجمع فرموده: شكر اعتراف بنعمت است توأم با نوعى تعظيم. رمّانى گفته: شكر اظهار نعمت است. راغب گويد: شكر ياد آوردى نعمت و اظهار آنست. . . ضد آن كفر بمعنى نسيان و پوشاندن نعمت است. . . شكر بر سه نوع است: شكر قلب و آن ياد آورى نعمت است. شكر زبان و آن ثنا گوئى در مقابل نعمت است. شكر ساير جوارح و آن مكافات نعمت بقدر قدرت است. شكر فقط در مقابل نعمت و بذل است. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[شاکر: شکرگزار، سپاسگزار] 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص62) 
وَ كٰانَ اَللّٰهُ شٰاكِرا عَلِيما (آیه 147/سوره النساء) 
يعني لم يزل الله مجازيا لكم على الشكر، فسمي الجزاء باسم المجزي عليه، فَالشُّكْرُ من الله لعباده المجازاة و الثناء الجميل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج3 , ص354) 
وَ سَنَجْزِي اَلشّٰاكِرِينَ (آیه 145/سوره آل عمران) 
اَلشُّكْرُ: تصوّر النّعمة و إظهارها، قيل: و هو مقلوب عن الكشر، أي: الكشف، و يضادّه اَلْكُفْرُ، و هو: نسيان النّعمة و سترها، و دابّة شكور: مظهرة بسمنها إسداء صاحبها إليها، و قيل: أصله من عين شَكْرَى، أي: ممتلئة، فَالشُّكْرُ على هذا هو الامتلاء من ذكر المنعم عليه. و اَلشُّكْرُ ثلاثة أضرب: شُكْرُ القلب، و هو تصوّر النّعمة. و شُكْرُ اللّسان، و هو الثّناء على المنعم. و شُكْرُ سائر الجوارح، و هو مكافأة النّعمة بقدر استحقاقه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص461) 
اَلشُّكْر: به ياد آوردن و تصوّر نعمت و اظهار آن نعمت است. گفته شده - شُكْر - مقلوب از - كشر - است يعنى كشف و آشكار نمودن، نقطۀ مقابل شكر، كفر يعنى فراموشى نعمت و پوشيده داشتن آن است. دابّة شَكُورٌ: ستورى است كه از فربهى به خوردن علف كم بسنده مىكند و صاحبش او را دوست دارد، گفته شده اصلش از عبارت - عين شَكْرَى يعنى چشم پر، گرفته شده، پسواژه - شكر - بر اين اساس، پر بودن خاطر از ياد نعمتدهنده است، شكر سه گونه است: 1 - شكر قلبى و آن تصوّر نعمت است. 2 - شكر زبانى يعنى ثنا و ستايش بر نعمتدهنده. 3 - شكر ساير اعضاء بدن يعنى پاداش نعمت دادن به اندازه استحقاق و شايستگىاش. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص343) 