شَلَحَ یشلَح

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعَل یفعَل
bookmark

معنای شَلَحَ یشلَح

شَلَحَ ثِيابَهُ

(شَلْح )ثِيابَهُ‌ :درآوردن،كندن(لباس خود را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص341)
sourceLink

شَلَحَه

خلع لباس شدن،از كسوت كشيشى اخراج شدن(راهب،كشيش).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص341)
sourceLink

شَلَحَ

-شَلْحًا:خلَع، نزَع(آراميّة):«شَلَحَ‌ ثيابَه» ¦¦
خرَج من الرَّهْبنة:«شَلَحَ‌ راهِبٌ‌»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص790)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.