تَرَعْبَلَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای تَرَعْبَلَ

تَرَعْبَلَ

تقطَّع أَو تمزق.
(
المعجم الوسيط
, ص352)
sourceLink

رَعْبَل الثوبَ فتَرَعْبَلَ‌ : مَزَّقه فتمزق.
(
لسان العرب
, ج11 , ص289)
sourceLink

تَرَعْبَلَ الثّوبُ

جامه پاره شد
(
فرهنگ ابجدی
, ص223)
sourceLink

تمزَّق ¦¦
خلُق
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص394)
sourceLink

تمزَّق ¦¦
خَلَقَ
(
المنجد فی اللغة
, ص267)
sourceLink

تَرَعْبَلَ اللحمُ

آن گوشت روى آتش پاره شد تا پخته شود
(
فرهنگ ابجدی
, ص223)
sourceLink

تشقَّق لتصل اليه النارُ و تنضجه
(
المنجد فی اللغة
, ص266)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.