تَسَطَّحَ مطاوع(سَطَحَ)است ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اينتعبير در زبان متداول رايج است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص228) 
مطاوع سَطَح 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص332) 
انْبَسَطَ:«تَسَطَّحَ العجينُ» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص667) 
مطاوعة سطَّح ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
انبسط. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص663) 
انْبَسَطَ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص429) 
اِنْسَطَحَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص334) 
گسترده شدن،پهن شدن؛هموار شدن، همسطح شدن؛مسطح شدن؛دراز شدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص286) 
تَسَطَّحَ الشَّيْءُ انْبَسَطَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج4 , ص90) 
انبسط 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص597) 
تَسَطَّحَ الشيءُ و انْسَطَحَ : انبسط. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص484) 
تسطّحَ الشىءُ و انسطَحَ ،انبسَط. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج3 , ص175) 
تَسَطَّحَ الرّجُلُ آن مرد بر پشت خوابيد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص228) 