تَطَايَحَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفاعل
bookmark

معنای تَطَايَحَ

تَطَايَحَ

تطاير.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص573)
sourceLink

تَطَايَحَ الشيءُ

تطايرَ كقولهِ «كما تَطَايح من مِرْضَاخهِ العَجَم» اَي: تطاير.
(
أقرب الموارد
, ج3 , ص409)
sourceLink

تطاير
(
المنجد فی اللغة
, ص477)
sourceLink

آن چيز پراكنده شد
(
فرهنگ ابجدی
, ص236)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.