تَطَمَّعَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَطَمَّعَ

تَطَمَّعَ

بر آن چيز آزمند شد ¦¦
آن چيز را طمع كرد و خواست
(
فرهنگ ابجدی
, ص236)
sourceLink

إذا نازعت نفسهُ إلى الشيء شهوةً لهُ (الاساس).
(
أقرب الموارد
, ج3 , ص427)
sourceLink

مطاوع طَمَّعه. ¦¦
طَمِع.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص566)
sourceLink

نزعت نفسُهُ الى الشيء شهوةً لهُ
(
المنجد فی اللغة
, ص473)
sourceLink

طمع التَّطَمُّع : تطمَّع :أي طمع .
theDescriptionIsMachineCreated
(
شمس العلوم
, ج7 , ص4161)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَطَمَّعَ

الطاء و الميم و العين أصلٌ‌ واحدٌ صحيح يدلُّ‌ على رجاءٍ فى القلب قوىٍّ‌ للشّىء.(معجم مقاییس اللغة , ج3 , ص425)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.