تَرَازَحَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفاعل
bookmark

معنای تَرَازَحَ

تَرَازح

رزَح
(
المعجم الوسيط
, ص341)
sourceLink

تَرَازَحَ المريضُ عند العَامّة

بيمار از فرط ناتوانى نتوانست برخيزد.و همچنين است در (الماشِي من الإعْياءِ)آنكه از پياده‌روى خسته شده باشد
(
فرهنگ ابجدی
, ص220)
sourceLink

تَرَازَحَت اَحْوَالُ فلانٍ

رَقَّت و ساءَت فهي (مُترَازِحَة).
(
أقرب الموارد
, ج2 , ص374)
sourceLink

تَرَازَحَت حالُهُ

حال او بد شد
(
فرهنگ ابجدی
, ص220)
sourceLink

ساءَتْ
(
المعجم الوسيط
, ص341)
sourceLink

ساءَت
(
المنجد فی اللغة
, ص257)
sourceLink

مداخل هم ریشه تَرَازَحَ

الراء و الزاء و الحاء أصلٌ‌ يدلُّ‌ على ضعْفٍ‌ و فُتور.(معجم مقاییس اللغة , ج2 , ص391)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.