تَلَمَّزَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَلَمَّزَ

تَلَمَّزَهُ

آن چيز را پياپى جستجو كرد
(
فرهنگ ابجدی
, ص256)
sourceLink

تلمَّسهُ
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص88)
sourceLink

تلمَّسهُ
(
المنجد فی اللغة
, ص733)
sourceLink

تَلَمَّزْتُ الشَّيْءَ

تَلَمَّسْتُه
(
المحیط في اللغة
, ج9 , ص61)
sourceLink

تَلَمَّزَ في السَّيْرِ

در راه رفتن شتاب كرد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص256)
sourceLink

اسرع
(
المنجد فی اللغة
, ص733)
sourceLink

تَلَمَّزهُ في السير

اسرع.
(
أقرب الموارد
, ج5 , ص88)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.