قَنُطَ یقنُط

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعُل یفعُل
bookmark

معنای قَنُطَ یقنُط

قَنُطَ قَنَاطة

يئِس فهو (قَنِطٌ‍‌ و قانِطٌ‍‌ و قَنُوطٌ‍‌) و اما قنَط‍‌ يقنَط‍‌ من باب منَع و قَنِطَ‍‌ يَقْنِط‍‌ من باب حسب فهما على الجمع بين اللغتين.
(
أقرب الموارد
, ج4 , ص425)
sourceLink

قَنُطَ

نااميد شد.
(
فرهنگ ابجدی
, ص709)
sourceLink

(قَناطَة ):مأيوس شدن،نااميد شدن، از همه‌چيز بريدن،قطع اميد كردن،دلسرد شدن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص561)
sourceLink

يئس،
(
المنجد فی اللغة
, ص657)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.