مَوَّنَ احتملَ مُونَتَهُ و قام بكفايته،فهومائِن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص780) 
زوَّد بالمُؤَن:«موَّن سوقًا» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تعهَّد بتقديم المَؤونة:«موَّن مدينة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
جَهَّز بالمَؤونة،اِذَّخَر القوت:«مَوَّن بيتًا»،«موَّن بالفحم» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
زوّد سفينةً بما تحتاج إليه من مُؤن:«مَوَّنَ سفينةً» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1367) 
مَوَّنَهُ مخارج زندگى او را عهدهدار شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص883) 
مانَهُ. و هو أَكثر استعمالاً من مانَه. (محدثة) . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص892) 
تأمين خوراك كردن،آذوقه تهيه كردن،تأمين جنس و خواربار كردن(براى كسى يا جايى). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص665) 
يُمَوِّنُ زيدٌ بعضَ عوائل الشّهداء يزوّدهم بما يحتاجون من مؤونة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص721) 
مَوَّنَهُ تَمْوِينا بمعنى مانهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص287) 
مَوَّنَ الأجيرَ كارگر روز مزد را علاوه بر دست مزد غذا داد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص883) 
مَوَّنَه بـ تأمين كردن،تدارك ديدن، فراهم آوردن(چيزى را براى كسى يا چيزى ديگر). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص665) 