طَغمَشَ

فعل ماضی رباعی
bookmark

معنای طَغمَشَ

طَغمَشَ الرجُلُ

كان في بصرهِ طغمشةٌ اَي: ضعف
(
أقرب الموارد
, ج3 , ص376)
sourceLink

كان في بصره طَغمَشَةٌ اي ضعف
(
المنجد فی اللغة
, ص466)
sourceLink

طَغْمَشَ اليهِ

نظر نظراً خفيّاً لفساد عينيهِ فهو (مُطَغْمِشٌ).
(
أقرب الموارد
, ج3 , ص376)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.